معنی حکم بیاضی

معنی حکم بیاضی

5 بازدید
[ حُ مِ بَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) حکمی که تنها به امضاء یا مهر شاه یا امیری رسد و بدفاتر نگذرد، برای پنهان ماندن محتوی آن یا تسریع در ارسال و اجرای آن. صاحب غیاث گوید: یکی از اصناف حکم پادشاهی است و آن از حکم دفتری معتبر [ تر ] باشد. (غیاث از مصطلحات). و در تتمهٔ برهان یا ملحقات برهان آمده است: علامی فهامی، [ مراد شیخ ابوالفضل بن شیخ مبارک ناگوری است ] در آئین اکبری نوشته که چون برخی احکام سلطنت درنگ برنمی تابد از جهت تعجیل و اخفای راز، منشور مقدس تنها به نگین شاهی پیرایه گیرد و از دفاتر نگذرد و آن را حکم بیاضی گویند. -انتهی. در وقت عرش آشیانی، حکم بیاضی معتبرتر از احکام دفتری بود و در عهد اخلاف آن جناب کم رتبه شد و رسیدنش بنگین شاهی هم نمانده، بمهر امرا باشد، لکن از دفتر نگذرد و از این جهت کم اعتبار است. و در بهار عجم عین عبارات فوق آمده است و پس از آن گوید: نظر به این معنی، میرزا صائب فرموده: تعجیل تیغ یار بود در هلاک ما حکم بیاضی یی که بدفتر نمیرسد. اگرچه حکم بیاضی بلندرتبه نبود بدور گردن او اعتبار پیدا کرد.صائب.

کلمات هم‌قافیه با «حکم بیاضی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ضی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید