معنی حوله
5 بازدید
[ حَ لَ / لِ ] (اِ) دسترخان. || دستارچه. دستمال. مندیل. دستارخوان. (یادداشت مرحوم دهخدا): منتظر حولهٔ باد سحر تا که کند خشک بدان زودتر.ایرج.
کلمات همقافیه با «حوله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر