معنی حولاء
5 بازدید
[ حَ ] (ع ص) مؤنث احول است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). یعنی زنی که چشمش لوچ باشد. (از ناظم الاطباء). || عین حولاء. (منتهی الارب). چشمی کاج. (مهذب الاسماء). چشم لوچ. و مؤنث احول.[ حِ وَ / حُ وَ ] (ع اِ) مشیمهٔ شتر ماده و آن پوستی سبز مملو از آب باشد که با بچه از شکم بیرون آید و در آن آلایش و خطوط سرخ و سبز باشد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). پوست که با بچه بیرون آید در حال زادن. (مهذب الاسماء). و در لغت عرب بر وزن فِعَلاء فقط سه کلمه وجود دارد. یکی همین کلمه و دومی عنباء و سیمی سیراء. (اقرب الموارد). || نزلوا فی مثل حولاءالناقة؛ فرودآمدند و فراخی عیش و بسیاری آب و سبزه. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «حولاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر