معنی حوشی
6 بازدید
[ شی ی ] (ع ص) مرد ناآمیزگار. (اقرب الموارد) (آنندراج). مردی که با مردم آمیزش نکند. (اقرب الموارد). وحشی. || شب تاریک. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). || رمنده از شتران و غیر آن. (منتهی الارب) (آنندراج). وحشی و رمنده. (اقرب الموارد). - حوشی الکلام؛ غامض و غریب سخن. (منتهی الارب). کلام وحشی و غریب. (اقرب الموارد) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «حوشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر