معنی حورور
6 بازدید
[ حَ ] (ع اِ) چیز. (منتهی الارب): مااصبت حوروراً؛ نرسیدم بچیزی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حورور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر