معنی حوتان
6 بازدید
[ حَ وَ ] (ع مص) حَوت. گرد چیزی برگشتن مرغ و وحشی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). پرواز زدن مرغ بر چیزی. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «حوتان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر