معنی حواشة
8 بازدید
[ حُ شَ ] (ع اِ) آنچه از وی شرم آید. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || قرابت. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || رحم. (منتهی الارب). || قطع رحم. || حاجت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || کاری که در آن گناه باشد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «حواشة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شة» برای سرودن شعر