معنی حواب
6 بازدید
[ حَ وْ وا ] (ع ص) جِ حاب،تیری که گرد نشانه افتد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «حواب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر