معنی حنکلة
6 بازدید
[ حَ کَ لَ ] (ع ص) زن نکوهیدهٔ سیاه و درشت. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). نکوهیده و سیاه از زنان. (اقرب الموارد). || مؤنث حنکل. (اقرب الموارد). رجوع به حنکل شود. || (مص) گران رفتن و آهستگی کردن در رفتار. (آنندراج) (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «حنکلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر