معنی حندمة
6 بازدید
[ حَ دَ مَ ] (ع اِ) یکی حندم و آن درختی است. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). رجوع به حندم شود.
کلمات همقافیه با «حندمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر