معنی حنجور
5 بازدید
[ حُ ] (ع اِ) جامه دان خرد. || نوعی از شیشه که در آن ذرور نگاه دارند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || نای گلو. خشک نای. ج، حناجر. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). رجوع به حنجود شود.
کلمات همقافیه با «حنجور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر