معنی حنتم
5 بازدید
[ حَ تَ ] (ع اِ) سبوی سیاه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). سبوی سبز. (اقرب الموارد) (بحر الجواهر) (مهذب الاسماء). ج، حناتم. (منتهی الارب). || درخت حنظل. || ابرهای سیاه. حنتمة، یکی آن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «حنتم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تم» برای سرودن شعر