معنی حنبل
4 بازدید
[ حَمْ بَ ] (ع اِ) مرد کوتاه بالا. || کلان شکم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || کوتاه بالای شکم بزرگ. (اقرب الموارد). || فربهٔ پرگوشت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || پوستین یا پوستین کهنه. || موزهٔ کهنه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). الخف الخلق. (اقرب الموارد). || دریا. (منتهی الارب). بحر. (اقرب الموارد).[ حُمْ بُ ] (ع اِ) شکوفهٔ مغیلان. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || لوبیاء. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). قسمی از لوبیاء. (ناظم الاطباء). || بار درخت غاف. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ حَمْ بَ ] (اِخ) احمدبن محمدبن حنبل، مکنی به ابوعبداللََّه. امام محدثان است. (منتهی الارب). احمدبن محمدبن حنبل بن اسدبن ادریس بن عبداللََّه بن حیان بن انس بن قاسطبن مازن بن شیبان بن ذهل بن ثعلبةبن عکایةبن بکربن وائل الشیبانی المروزی. امام السنة. تولد وی به سال ۱۶۴ هـ . ق. و وفات او بسال ۲۲۴ هـ . ق. اتفاق افتاد. (یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به احمد حنبل شود.
کلمات همقافیه با «حنبل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر