معنی حناطی
5 بازدید
[ حَ نْ نا ] (ص نسبی، اِ) منسوب به حناط. گندم فروش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بایع حنطة. (اقرب الموارد). || غله فروش. (ناظم الاطباء).[ حَ نْ نا ] (اِخ) جماعتی از مردم طبرستان که ظاهراً اجدادشان بیع و شرای گندم داشتند. (الانساب).
کلمات همقافیه با «حناطی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طی» برای سرودن شعر