معنی حمیدالدین جوهری

معنی حمیدالدین جوهری

4 بازدید
[ حَ دُدْ دی نِ جَ هَ ] (اِخ) مستوفی. از اماثل و اعیان ماوراءالنهر بود. بفنون فضایل و ضروب شمایل از اقران ممتاز و میان او و استاد سوزنی مشاعراتست. حمیدالدین را شعریست عذب در صفت پیری: موئی که جوانی بشبه بنگارید پیری شبه برد و در برو بگمارید گر در ز شبه بهست چون بار آید از غم ز دریغ آن شبه مروارید. زین روی که دیدنش مرا بودی کیش سیر و ستهم چو آمدم پیری پیش در دیدن من کرا بود رغبت بیش من خود چو همی گریزم از دیدن خویش. جانا غم و سودای جهان نیست مرا وز عشق تو اندیشهٔ جان نیست مرا پیری است که بازار مرا بشکسته ست ورنی ز علا چیست که آن نیست مرا. ای عجب طرفه جوهریست شراب همه فرجام او نه چون آغاز هیچ آهستگی درو ننهاد غم سنگین بسالهای دراز ساعتی با پیاله صحبت داشت زو بیاموخت فاش کردن راز. چشم یار مرا خمار گرفت زآنک بدمست بود و کارشکن سینهٔ او دو نار بار آورد تا کند شربت خمارشکن. (لباب الالباب ج ۲ ص ۲۰۸).

کلمات هم‌قافیه با «حمیدالدین جوهری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید