معنی حمود
6 بازدید
[ حَ ] (ع ص) ستوده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). محمود. (اقرب الموارد). مرد ستوده. (آنندراج). || ستاینده و حامد. (اقرب الموارد).[ حَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رودحله بخش گناوهٔ شهرستان بوشهر کنار رودحله. ناحیه ای است واقع در جلگه، گرمسیر و مرطوب و مالاریائی است. دارای ۱۸۴ تن سکنه میباشد. از رودحله مشروب میشود. محصولاتش غلات. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «حمود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر