معنی حموة
3 بازدید
[ حِ وَ ] (ع مص) نگاهبانی کردن گیاه و چریدن ندادن. حمایت. حَمی. (منتهی الارب). || بازداشتن طعام و شراب از بیمار. (تاج المصادر بیهقی). رجوع به حمی شود.[ حُ مُ وْ وَ ] (ع مص) حموة الم؛ تیزی و سختی درد. (منتهی الارب). سورة درد. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «حموة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر