معنی حملیة
6 بازدید
[ حَ لی یَ ] (ص نسبی) تأنیث حملی. قضیهٔ حملیه. رجوع به حملی و رجوع به قضیه شود. حمم. [ حَ مَ ] (ع مص) سیاه شدن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || سپید گردیدن. (منتهی الارب). || گرم شدن. (اقرب الموارد). || انگشت شدن خدرک آتش. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب): حم الجمرة؛ صارت حممة. (اقرب الموارد). || (ع اِ) سیاهی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «حملیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر