معنی حملدار
6 بازدید
[ حَ ] (نف مرکب) ج، حمل داران : حمل داران درآمدند بکار حمل بر حمل ساختند نثار.نظامی. || در تداول، حمل دار و حمله دار؛ رئیس کاروان خاصه کاروان حج که گروهی را به حج برد و به راهنمایی او حاجیان مناسک و اعمال حج و عمره انجام دهند.
کلمات همقافیه با «حملدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر