معنی حمص
6 بازدید
[ حَ ] (ع مص) فرونشستن آماس جراحت. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || حمص ارجوحة؛ کم شدن تیزی جنبش بازپیچ یعنی آورک. (منتهی الارب). کم شدن فوران ارجوحه. (از اقرب الموارد). || حمص قذاة؛ به نرمی بیرون کردن خاشاک از چشم. || در هوا آمدن و رفتن کودک بر آورک [ تاب ] بی جنبانیدن کسی. (اقرب الموارد). || رفتن آب از ستور. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رفتن عرق از ستور. (اقرب الموارد).[ حِ م مِ / حِ م مَ ] (ع اِ) کجلّق و قنَّب، نخود و آن نفاخ ملین و مدر است. منی و شهوت و خون را زیاد میکند و بدن و ذکر را نیرو می بخشد، بشرط آنکه پس از طعام و پیش از طعام خورده نشود بلکه در وسط طعام خورده شود. (منتهی الارب). دانه ای است خوراکی. (از اقرب الموارد).[ حِ / حُ ] (اِخ) شهری است بشام که مردم یمن در آن سکونت دارند. (منتهی الارب). شهریست بشام بزرگ و خرّم و آبادان و همه راههای ایشان بسنگ گسترده است و مردمان این شهر پاک جامه و بامروت و نیکورویند و اندر وی مار و کژدم است بسیار. (حدود العالم). این شهر را مسلمین در سال ۱۵ هـ . ق. برابر با ۶۳۶ م. تسخیر کردند. در بیرون این شهر قبر خالدبن ولید است. (ابن بطوطه). شهر مشهور بزرگی است که میان دمشق و حلب واقع شده و در سمت قبلهٔ آن قلعه محکمی است بر فراز تپه ای بلند. این شهر را شخصی بنام حمص بن مهربن جان و گویند حمص بن مکنف بنیاد کرده است. در حمص مشاهد و مزاراتی است از جمله مشهد علی بن ابیطالب است. گروهی از محدثان بدین شهر منسوب و به حمصی معروفند. (معجم البلدان). یکی از مشهورترین شهرهای سوریه است در ۱۵۰ کیلومتری از شمال دمشق و اسکلهٔ آن در ۹۰ کیلومتری طرابلس شام است. در ساحل راست یعنی مشرق نهر عاصی، در ً۲۰ َ۴۳ ْ۳۴ عرض شمالی و ً۱۳ َ۲۲ ۳۴ طول شرقی واقع گشته و ۴۹۴ متر از سطح دریا بلندتر است. و در میان یک دشت بسیار وسیع و حاصلخیزی واقع شده است که در جهت شرقی از محل اتصال جبل لبنان با جبل نصیریه امتداد پیدا کرده و هوای بسیار لطیف آب فراوانی دارد. جمعیت آن در حدود ۲۵۰۰۰ تن است. جوامع و مساجد زیاد دارد، مشاهد و زیارتگاههایش نیز فراوانست. چارسوق و بازار بسیار گرمی دارد. در طرف جنوب شهر بالای تلی یک دژ باستانی و در اطراف و حوالیش باغها و باغچه های زیاد است و آثار عتیقهٔ فراوان در این مکان مشاهده میشود. خانه هایش از سنگ سیاه بنا شده و این رو منظرهٔ جالبی ندارد. این شهر یکی از قدیم ترین بلاد است. عمالقه آنرا بنا نهاده و بعد از اسکندر در زمان حکام مقدونی این شهر معموریت فراوان کسب کرده و به ترقیات درخشان نائل آمده و در کتابها بتحریف نام آنرا امسه نامیده اند. در جزو فتوحات سوریه ابوعبیدةبن الجراح و خالدبن ولید این شهر را تسخیر نمودند. مردم این شهر در اختلاف بین معاویه و حضرت علی(ع) بغض و کینهٔ شدیدی نسبت به آن حضرت اظهار کردند و در محاربهٔ صفین با کمال حرارت بکارزار پرداخته بعداً تشیع را برگزیدند. در اوائل دورهٔ اسلامی حمص خیلی معمور بوده و جمع کثیری از مشاهیر علما و ادبا از این سرزمین برخاسته اند. در زمان جنگهای صلیبی این شهر نیز صدمهٔ بسیار دید و بویرانه ای مبدل شد و مدتی در تصرف دشمنان بود. عیاض بن غنم فاتح جزیره و جمعی از صحابه در حمص بخاک سپرده شده اند. یک مرقد مشهور و معروف بمرقد خالدبن ولید هم در این شهر یافته می شود. ولی مرگ خالدبن ولید در مدینه محقق است. بعضی از محققین چنان پنداشته اند که این مرقد متعلق بخالدبن یزیدبن معاویه است. (قاموس الاعلام).[ حِ ] (اِخ) نام شهرکی است از ایالت حما که به انضمام نواحی تابعه اش قصیر و ایکی قپولی از ۱۰۹ پارچه ده ترکیب یافته و قریب ۵۰۰۰۰ تن جمعیت دارد. اراضی آن حاصلخیز و محصولاتش فراوان است و مراتع و جنگلهای بسیار دارد. (قاموس الاعلام).[ حِ ] (اِخ) اعراب اندلس شهر اشبیلیه را بمناسبت تشابه با حمص واقع در سوریه، چنین می نامیدند. (قاموس الاعلام).
کلمات همقافیه با «حمص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مص» برای سرودن شعر