معنی حمزهمیرزا
7 بازدید
[ حَ زَ ] (اِخ) پسر بزرگ شاه خدابنده چهارم پادشاه صفوی و برادر شاه عباس ماضی است. در زمان عموی خود شاه اسماعیل ثانی با پدرش بشیراز آمده رحل اقامت انداخت. شاه اسماعیل فرمان قتل حمزه میرزا و برادرش را که والی خراسان بود، صادر کرد. ولی قبل از انجام این کار خود او را بقتل رسانیدند و این هردو برادر رهایی یافتند. در تاریخ ۹۸۵ هـ . ق. بتخت سلطنت جلوس کرد. ولی چون اعمی بود مادرش امور کشور را اداره میکرد و خودش بفرماندهی لشکر مشغول میگردید و در خلال این احوال یعنی در زمان سلطان مرادخان ثالث میان حکومت عثمانی و ایران محاربات عدیده در جهات شروان، ایروان و آذربایجان وقوع یافت. در این جنگها حمزه میرزا با دلاوری و رشادت و غیرت و شجاعت زیاد فرماندهان عساکر عثمانی را مدت مدیدی مشغول داشت و در طی این جریانات یعنی در ۹۹۰ هـ . ق. جودی نام غلام خودش وی را در خواب بقتل رسانید. (قاموس الاعلام).
کلمات همقافیه با «حمزهمیرزا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زا» برای سرودن شعر