معنی حمز
5 بازدید
[ حَ ] (ع مص) حمز شراب؛ گزیدن شراب زبان را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || زبان گز شدن. (منتهی الارب). || حمز هم؛ سوختن اندوه دل را. (منتهی الارب). || تیز کردن. || فراهم آوردن. || (حا مص) زبان گزی. || گرفتگی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «حمز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مز» برای سرودن شعر