معنی حمحمه
6 بازدید
[ حِ حِ / حُ حُ مَ ] (ع اِ) نباتی است یا گاوزبان. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به مادهٔ قبل شود.[ حَ حَ مَ ] (ع مص) بانگ کردن اسب تاتاری وقت جو خواستن. (منتهی الارب). بانگ کردن بر ذون در طلب علف. (از اقرب الموارد). بانگ کردن اسب در وقت علف خواستن. (تاج المصادر بیهقی). || بانگ کردن گاو نر برای گشنی. (منتهی الارب). || (اِ) بانگ اسب چون علف بیند. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «حمحمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر