معنی حمایة
5 بازدید
[ حِ یَ ] (ع مص) نگاه داشتن. || حمایت کردن. پشتی کردن. پشتیبانی کردن. || نگاهبانی کردن گیاه و چریدن ندادن. (منتهی الارب). منع کردن. (اقرب الموارد). || یاری دادن. (منتهی الارب). || پرهیز فرمودن بیمار را از آنچه زیان دارد او را. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به حمی و حمیة شود. || (اِمص) نگهبانی. (غیاث). و رجوع به حمایت شود.
کلمات همقافیه با «حمایة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر