معنی حمالة
6 بازدید
[ حَ لَ ] (ع اِ) دیه و تاوان و جز آن که از بهر مردمان بردارند. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به حَمال شود. || کفالت. (اقرب الموارد). || (مص) ضامن و کفیل کسی شدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): حمل به حمالة؛ کفله. || ظاهر کردن خشم را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ حَ مْ ما لَ ] (ع ص) مؤنث حمال است. (اقرب الموارد): {/Bوَ اِمْرَأَتُهُ حَمََّالَةَ اَلْحَطَبِ . ۱-۴۱۱۱:۴/}(قرآن ۱۱۱/۴). - {/Bحَمََّالَةَ اَلْحَطَبِ؛۳-۴۱۱۱:۴/}(مأخوذ از قرآن) لقب زن ابولهب یعنی ام جمیل است. رجوع به این کلمه در ردیف خود شود.[ حِ لَ ] (ع اِ) پیشهٔ حمالی. (منتهی الارب). حرفهٔ حمال. (اقرب الموارد). || دوال شمشیر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). دوال نیام شمشیر. (مهذب الاسماء). ج، حمایل. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). اصمعی گوید: حمایل از لفظ خود واحدی ندارد و واحد آن مِحمَل است. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «حمالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر