معنی حماقت
6 بازدید
[ حَ قَ ] (ع اِمص) بلاهت. حمق. حماقة. گولی. بی عقلی. (غیاث از منتخب و کشف): این حماقت نه عجب باشد از آن ریش بزرگ هرکه را ریش بزرگ است خر و کوسه بود. ادیب. رجوع به حماقة شود.
کلمات همقافیه با «حماقت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قت» برای سرودن شعر