معنی حماطة
5 بازدید
[ حَ طَ ] (ع اِ) سوزش و درشتی حلق. درد گلو. (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || سوزش دل و معده. (مهذب الاسماء). || درختی است مانند درخت انجیر که در آن مار باشد. || گیاهی است مانند صلّیان سوی انها خشنه خاصةً. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || انجیر کوهی. (منتهی الارب). || انجیر سیاه خرد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || انجیر تر. (منتهی الارب). || دانهٔ دل و سیاهی آن یا خون دل. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). میانهٔ دل. (مهذب الاسماء). || کاه ارزن. (منتهی الارب). || کاه ذرت خاصةً. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «حماطة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طة» برای سرودن شعر