معنی حماسة
11 بازدید
[ حَ سَ ] (ع اِمص) دلاوری و دلیری. (ناظم الاطباء). دلاوری. (منتهی الارب). شجاعت. (اقرب الموارد). - حماسه خوانی کردن؛ اشعار رزمی و هیجان انگیز خواندن. - حماسه سرا؛ کسی که اشعار حماسی و رزمی سراید. - حماسه سرایی؛ سرودن نوعی اشعار رزمی. || شدت و سختی در کار. (اقرب الموارد). || (مص) دلیر شدن. || سخت شدن. (المصادر زوزنی).
کلمات همقافیه با «حماسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر