معنی حمارقبان
3 بازدید
[ حِ قَ بْ با ] (ع اِ مرکب) جنبندهٔ کوچکی است. (اقرب الموارد). کرمی است که پاهای بسیار دارد و بفارسی خرک گویند. (منتهی الارب). ج، حُمُرقبان. نوعی از ملخ گیاهی است. (صراح). خرک خاکی. (بحر الجواهر). پاشنه گز. (خواص الحیوان). پاشنه گزک. حمارالبیت. حمارالارض. هدبة. (ابن البیطار). در معنی این کلمه لغویین عرب را اختلافاتی باشد ولی چون آن را یا نوعی از آن را ابوشحم گویند و از طرفی سیوطی گوید پشت آن چون قبه ای است و از آن رو آنرا حمارقبان گویند. گمان میکنم پاشنه گزک باشد، حشره ای است چون نیم گردوئی کره ای و آنگاه که در زیر پای و جز آن پخش و له شود، تمام درون آن چون پیهی سفید باشد و علت آنکه عرب نام دیگر او را ابوشحم گوید همین است و باز مراد از قبه بودن پشت آن همین است که صورتاً چون نیم کره ای است و نام دیگر آن بعربی عیرقبان است : مگس و خنفسا و حمارقبان همه با جان و مهر و مه و بی جان!سنائی.
کلمات همقافیه با «حمارقبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر