معنی حماد راویه
5 بازدید
[ حَ مْ ما یَ ] (اِخ) ابن میسرة الشیبانی، مکنی به ابوالقاسم. یکی از مشاهیر ادبا بود و بسیاری از اشعار عرب را از بر میدانست و از این رو بلقب راویه شهرت یافت. در عصر اموی و عباسی میزیسته و در ۱۶۵ هـ . ق. درگذشت. صاحب معجم الادباء گوید: هیثم بن عدی گفت: مردی را داناتر بکلام عرب از حماد ندیدم. اصمعی گفت: حماد داناترین مردم بود هرگاه بر شعر نمیافزود یا از آن نمیکاست چه وی متهم بود به اینکه شعر میگوید و بشعرای عرب میبندد. ابوجعفر احمدبن نحاس ذکر کند که حماد آنکس است که سبعهٔ طوال گرد کرد و آنچه مردم گویند که آنها بخانهٔ کعبه آویزان بود اثبات نشده. (ابن خلکان). و رجوع به العقد الفرید ج ۲ ص ۱۴۹ و ج ۵ ص ۲۲۱ و ج ۶ ص ۱۲۲، ۱۵۷، ۱۷۸ و ج ۸ ص ۵۴، ۱۵۸، ۱۷۸ و موشح ص ۱۷۷، ۱۹۵، ۲۳۸ و البیان و التبیین ج ۱ ص ۳۲۰، ۱۲۰، ۱۶، و ج ۲ ص ۲۲۰، ۲۰۳، ۱۲۹ و سیرهٔ عمربن عبدالعزیز شود.
کلمات همقافیه با «حماد راویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر