معنی حمائم
7 بازدید
[ حَ ءِ ] (ع اِ) جِ حمام. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به حمام شود. || جِ حمیمة. (منتهی الارب). به معنی کریمه. رجوع به حمیمة شود: اخذ المصدق حمائم اموالهم؛ اَی کرائمها. || جِ حَمام. (اقرب الموارد). رجوع به حمام شود. || جِ حمامه است که به معنی مرغ طوقدار و کبوتر است. (غیاث) (آنندراج). رجوع به حمامه شود. || جِ حُمّ. بهین های شتران. (منتهی الارب). رجوع به حم شود. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «حمائم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئم» برای سرودن شعر