معنی حمائل
5 بازدید
[ حَ ءِ ] (ع اِ) جِ حمالة. (غیاث) (آنندراج از صراح). جِ حمالة، به معنی دوال شمشیر. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). دوال شمشیر و آنچه در بر آویزند. (آنندراج از منتخب و کشف). و ظاهراً قرآن کوچک تقطیع را بهمین جهت حمائل گویند که از سبکی قابل آن باشد که آنرا در بر توان آویخت. (آنندراج) (غیاث): جوزا سحر نهاد حمائل برابرم یعنی غلام شاهم و سوگند میخورم.حافظ. ای دوست دست حافظ تعویذ چشم زخم است یارب که بینم آنرا در گردنت حمائل.حافظ. - حمائل جوزا؛ نطاق جوزا. منطقةالجوزا. - حمائل نشستن؛ کنایه از کج نشستن و بناز و نخوت نشستن است. (آنندراج): راست رو همچو عصا در کف سائل میباش روبشه گو که حمائل ننشیند اینجا. قاسم مشهدی (از آنندراج). - حمائل فلک؛ منطقةالجبار: صبح از حمائل فلک آهیخت خنجرش کیمخت کوه ادیم شد از خنجر زرش. خاقانی (دیوان ص ۲۱۵).
کلمات همقافیه با «حمائل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئل» برای سرودن شعر