معنی حمأ

معنی حمأ

7 بازدید
[ حَ مْ ءْ ] (ع اِ) خویشاوند شوی و زوجه چون پدر و برادر و غیره و در آن سه لغت دیگر آمده: حما کقفا و حمومثل ابو و حم مثل اب. (منتهی الارب). ج، احماء. || (مص) تیره شدن آب از آمیزش گل سیاه و تیره. || خشم گرفتن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || برآوردن و بیرون کردن لای را از چاه. (منتهی الارب).
[ حَ مَ ءْ ] (ع اِ) حَمَأَة. گل سیاه و بدبوی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): لقد خلقنا الانسان من صلصال من حمأ مسنون. (قرآن از اقرب الموارد). لوش. رجوع به این کلمه در همین لغت نامه شود. || (مص) تیره شدن آب از آمیزش گل سیاه و تیره. || خشم گرفتن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || لای ناک شدن چاه. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «حمأ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مأ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید