معنی حم

معنی حم

6 بازدید
[ حَ ] (ع اِ) حما. حمو. خویشاوند شوی و زوجه چون پدر و برادر و غیره. (از منتهی الارب). خسر. رجوع به حما و حمو شود.
[ حَ م م ] (ع مص) گرم کردن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || تافتن تنور را به آتش. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || آب کردن. (اقرب الموارد): حم شحمه؛ گداختن پیه را. (منتهی الارب). || مقدر کردن خداوند. (اقرب الموارد). قضا کردن و حکم نمودن خداوند. || قضا کرده شدن. (منتهی الارب). || حم ارتحال بعیر؛ شتابانیدن شتر را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || حم امر؛ در اندوه انداختن کار کسی را. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). || تب کردن. و این بطور مجهول استعمال شود یا گفته شود: حَمَّتُ حمی. (منتهی الارب). || قصد کردن. (منتهی الارب). || (ع اِ) دنبه و پیه گداخته یا بقیهٔ پیه گداخته. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). حمة یکی آن. (از منتهی الارب). || قصد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ماله حم و لاسم و بضم هر دو نیز آید، یعنی نیست او را خیر که مردم قصد وی کنند یا نه اندک دارد و نه بسیار. (از منتهی الارب). مالی عنه حم و لا رم، بفتح و بضم؛ نیست مرا از آن چاره ای. || جِ حَمّاء. دبرها. (منتهی الارب). رجوع به حماء شود.
[ حُ م م ] (ع اِ) بهین شتر. (منتهی الارب). کریمه از شتران. (اقرب الموارد). ج، حمائم. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || حم الشی؛ معظم آن. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). || حم الظهیرة؛ شدت گرمای نیم روزه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
[ حا میم ] (ع اِ) حامیم رمزی است که در ابتدای سوره های هفتگانهٔ قرآن بکار رفته و در آن افتتاح به حم شده است. ذوات حامیم، جمع است و نگویند حوامیم اما در بعض اشعار آمده و آن اسم اعظم الهی است. یا قسم و سوگند است یا حروف مقطعه ای از لفظ الرحمن است. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «حم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «حم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید