معنی حلیمو
5 بازدید
[ حَ ] (اِ) بیخ حماض بری است. بشیرازی بیخ رستنی باشد که آنرا حماض البقر و حماض البری گویند و به فارسی ترشینک خوانند. (برهان) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «حلیمو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مو» برای سرودن شعر