معنی حلولیة
6 بازدید
[ حُ وی یَ ] (اِخ) فرقه ای از صوفیه. (کشف المحجوب هجویری). فرقه ای از دو فرقهٔ مذهب صوفیه. (بیان الادیان). آنانکه گمان برند ذات باری تعالی در تن آدمی حلول تواند کرد. مقابل اتحادی. حلولیان معتقدند که روح حق تعالی در آدم و پیغمبران و امامان حلول کند و در علی و فرزندان علی این حلول پایان پذیرد. (از الانساب). گروهی از متصوفهٔ مبطله هستند که گویند: نظر بر روی امردان و زنان مباح است. و در آن حال رقص و سماع کنند و گویند این صفتی است از صفات خدای تعالی که بما فرودآمده و مباح و حلال است و این کفر محض است. و جمعی از ایشان مجلسها سازند و در نظر خلق بلباس درویشانه آراسته آه و اوه و ناله و فریاد و گریه و اظهار سوز و شق گریبان و آستین و زدن دستار بر زمین و مانند آن خود را بخلق نمایند. و این همه بدعت و ضلالتست. کذا فی توضیح المذاهب. (کشاف اصطلاحات الفنون). فرقه ای از متصوفه که بحلول و امتزاج منسوبند و سالمیان و مشبهه بدیشان تعلق دارند. و هجویری حلولیان را یکی از دو فرقهٔ مردودهٔ صوفیه شمارد. رجوع به کشف المحجوب هجویری و خاندان نوبختی اقبال ص ۲۲۴، ۲۵۴ و ۲۵۸ شود.
کلمات همقافیه با «حلولیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر