معنی حلوق
5 بازدید
[ حُ ] (ع اِ) جِ حَلق. (دهار) (آنندراج). رجوع به حلق شود. - حلوق الارض؛ آب راهه های زمین و وادی ها و جاهای سنگ آن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «حلوق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر