معنی حلواپزی
5 بازدید
[ حَ پَ ] (اِ مرکب) دکان حلواپزی : در آن حلواپزی کرد آتش نرم که حلوا را بسوزد آتش گرم.نظامی. بحلواپزی صد کس آتش کند بحلوا دهان را یکی خوش کند.نظامی. || (حامص مرکب) شغل و کار حلواپز.
کلمات همقافیه با «حلواپزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر