معنی حلقه
6 بازدید
[ ] (اِخ) (بمعنی حصه و نصیب) یکی از شهرهای لاویان که بواسطه اشیر منسوب بود و گویا همان یرقه حالیه باشد و آن دهی است که بمسافت هفت میل بشمال شرقی عکا واقع است. (از قاموس کتاب مقدس).[ حَ قِ ] (اِخ) دهی است از دهستان رودحلهٔ بخش گناوهٔ شهرستان بوشهر. ناحیه ای است واقع در جلگه و گرمسیر و مرطوب. دارای ۱۵۰ تن سکنه میباشد. از رودحله مشروب میشود. محصولاتش غلات، اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «حلقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر