معنی حلقامة
5 بازدید
[ حَ مَ ] (ع اِ) خرما که در آن پختگی شروع شده باشد از بن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حلقامة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر