معنی حلتیت
6 بازدید
[ حِ ] (ع اِ) صمغ اشترغاز. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). انگزه. (منتهی الارب). انگوزه. انقوزه. صمغ انجذان. (مفاتیح) (قانون ابوعلی سینا). و آن بر دو صنف است طیب و منتن. و آنچه در طب مستعمل است صنف منتن باشد. (ذخیره). و رجوع به تحفهٔ حکیم مؤمن شود.
کلمات همقافیه با «حلتیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر