معنی حلبوب
5 بازدید
[ حُ ] (ع ص) نیک سیاه از مو و غیر آن. (منتهی الارب) (آنندراج).[ حَ ] (نبطی، اِ) لغت نبطی است و به اندلس حریف الاملس بحای مهمله و در بلاد دیگر عصا هرمس و خصی هرمس بخای معجمه و صاد مهمله و دیسقوریدوس در رابعه نوشته که آنرا الیثور رسطس و بعضی برسانیون و بعضی اربوطانون نامند. و آنرا خواصی طبی است. (از مخزن الادویه ص ۲۳۱). و رجوع به سلمة و رجوع به تحفهٔ حکیم مؤمن و تذکرهٔ ضریر انطاکی شود.
کلمات همقافیه با «حلبوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر