معنی حلالة
5 بازدید
[ حُ لَ ] (ع مص) نکاح کردن مطلقهٔ ثلاثه را تا برای زوج اول حلال شود. (آنندراج، از منتخب و عالمگیری و المختار): هرکه مر او را طلاق داد بجویدش دوست ندارد مگر ز شوی حلاله. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «حلالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر