معنی حلاب
6 بازدید
[ حِ ] (ع اِ) شیردوشه. (منتهی الارب). شیردوشه یعنی ظرفی که در وی شیر دوشند. (آنندراج). || شیر دوشیده. (از منتهی الارب). || (مص) دوشیدن. (منتهی الارب) (آنندراج).[ حَ لْ لا ] (ع ص) یوم حلاب؛ یوم فیه ندی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حلاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر