معنی حلائب
6 بازدید
[ حَ ءِ ] (ع اِ) جماعتهای مردم. (منتهی الارب). - حلائب العرب؛ المسلمون الاولون. (الامتاع). || اولاد عم. || جِ حلوبة. رجوع به حلوبة شود. || جِ حلبة. (منتهی الارب). رجوع به حلبة شود.
کلمات همقافیه با «حلائب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئب» برای سرودن شعر