معنی حلا
7 بازدید
[ حَ ] (ع اِ) تبخاله. (منتهی الارب). دانه ها و بثوراتی که هنگام تب کردن آدمی بر لبان وی ظاهر میگردد. (از اقرب الموارد).[ حَ ] (ع اِ) دواها که آنرا به آب سایند. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «حلا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لا» برای سرودن شعر