معنی حقیقی صوفی
7 بازدید
[ حَ قی قیِ ] (اِخ) از قدمای شعراست و در لغتنامهٔ اسدی به ابیات زیرین از او استشهاد شده است: در یکی زاویه بحال بجست تا سحرگاه نعره از کاغک. تا خمره بود نام پنیرک نبری هیچ معقود و مغما بزنی طعنه که بگذار(؟) آهی کن و زین جای بجه گرد برانگیز کخ کخ کن و بر گرد بدر بر پس ایزار. سبلت چو کن مرغ کن و گفت برآور بنمای بسلطان کمر ساده و ایزار. و حاجی خلیفه در کشف الظنون کتابی را به اسم محبت نامه به حقیقی نامی نسبت میدهد و گمان نمی رود محبت نامه از حقیقی صوفی باشد.
کلمات همقافیه با «حقیقی صوفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر