معنی حقیقتشناس
6 بازدید
[ حَ قی قَ شِ ] (نف مرکب) آنکه معرفت بحقایق دارد: ندارم ز دینار خسرو سپاس که او نیست شاه حقیقت شناس.فردوسی. حکایت کنند از بزرگان دین حقیقت شناسان عین الیقین.سعدی. توان گفتن این با حقیقت شناس ولی خرده گیرند اهل قیاس.سعدی.
کلمات همقافیه با «حقیقتشناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر