معنی واژه حقدوست
5 بازدید
[ حَ ] (ص مرکب) دوستدار حق. || (اِ مرکب) آوازیست که قلندران به شب بر در خانه ها برآورند طلب را یعنی سؤال و کدیه را. و حاء حق را نهایت مدّ دهند. و با فعلِ کشیدن صرف شود: حق دوست کشید. || مرغ حق. رجوع به مرغ حق شود.