معنی واژه حقة
5 بازدید
[ حَ قْ قَ ] (ع ص) تأنیث حق. ثابت. راست. درست: مذاهب حقه. دعاوی حقه. || (اِ) بلای ثابت. و اخص است از حق و حقیقت. || حقیقت چیزی. || (مص) واجب گردیدن. واقع شدن بلاشک. (منتهی الارب). رجوع به حق شود.